چنين است سير همهٴ نهادهاي بشري؛ هر قدر هم هدفهاشان مقدس يا علايقشان اصيل باشد، اگر متناوباً خون تازه در وجودشان تزريق نشود، ناگزير محكوم بهزوال و نابودياند.
اصلاح جديد فرقهٴ بنديكتي را، كه در اين زمان ضرورت يافته بود، روبرمولمي1 در 1198، آغاز كرد. او نجيبزادهاي از اهالي شامپاني بود كه رياست صومعههاي بنديكتي مختلف و سرانجام در1075، رياست صومعهٴ مولم را در اسقفنشين لانگر عهدهدار شد. با اين حال در 1098، با همكاري راهبان ديگر، از جمله آلبريك و استيفن، در سيتو، واقع در نزديكي ديژون در بورگوندي، صومعهٴ ديگري تأسيس كرد ــ كه اصلاح سيسترسيني از نام سيتو مشتق شده است.
بهزودي روبر مجبور شد به مولم برگردد، و در همانجا وفات يافت، و آلبريك دومين رهبان سيتو هم در 1110، درگذشت.
استيفن هاردينگ (قديس استيفن، وفات: 1134) غالباً موٴسس واقعي اين فرقه شناخته شده است. او در شربورن، واقع در دورستشاير2 زاده شد، در اسكاتلند، پاريس و روم به مسافرت و تحصيل پرداخت. آداب بنديكتي را در مولم متداول ساخت. استيفن سازماندهندهٴ بزرگي بود و فرقهٴ سيسترسيني با رياست او پيشرفت زيادي داشت، صومعههاي زيادي بنيان نهاد و اجتماعات عمومي (در 1116 وغيره) براي كشيشان ايجاد كرد، و منشوري درخور تحسين صادر كرد به نام منشور اعظم، كه در آن حكومت فدرالي فرقه توضيح داده شده بود. اين منشور در 1119، مورد تأييد پاپ كاليكستوس قرار گرفت. استيفن هاردينگ متن لاتيني عهد عتيق را، با ياري يهودياني كه معني اصل عبري آن را برايش توضيح ميدادند، تهذيب كرد. در زمان رياست هاردينگ بود كه در سال 1127، مقرر شد تا اعضاي فرقهٴ سيسترسيني بهجاي دستار سياه ساير بنديكتيان، دستار سفيد بر سر بنهند؛ ازاينرو، گاه آنان را راهبان سفيد ميخوانند.
قديس برنار
برنار كلروويي3
متكلم و رهبر ديني فرانسوي. در 1090، در فونتن، در نزديكي ديژون زاده شد، بهجامعهٴ سيسترسيني پيوست و در 1115، همراه جمعي از همكيشانش سيتو را ترك گفت تا در كلروو (ويل سولافرته، اوب)4 صومعهٴ جديدي ايجاد كند. اين صومعه با رهبري او بهصورت مركز اصلي فرقه درآمد. او در 1153، درگذشت. قديس برنار در مسائل ديني و سياسي عصر خويش نقش عمدهاي ايفا كرد، و اين امور سبب شد تا در فرانسه، ايتاليا و آلمان سفرهاي زيادي كند. در